شيخ ذبيح الله محلاتى

131

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس مقرر داشته‌اند كه قلمهاى خود را كه از فولاد بود و بدان كتابت توراة مىكردند در آب افكنند قلم هركس كه در آب فرونشود و بر روى آب بايستد آن كس كفيل مريم باشد پس آن بيست و هفت تن قلمهاى خود را برداشته بنزديك نهر آبى مجتمع شدند و هريك قلم خود را در آب افكندند تمامت به زير رفت مگر قلم زكريا كه بر روى آب ايستاد صاحب روضة الصفا مىنويسد كه چون زكريا با خدام مسجد قرار بر قرعه نهادند اسامى صاحبان اقلام را بنوشتند و همه را جمع نموده پرده بر آن پوشانيدند و مقرر كردند كه كودكى نارسيده قلم هريك را از آن قلمها بيرون آورد صاحب آن قلم كفالت مريم را نمايد و كودكى از كودكان محرر دست به زير پرده برده قلم زكريا بدست او آمد آن را بيرون آورد و كفالت مريم به دو محول گشت و خداوند به اين داستان در كتاب كريم خود اشاره فرمايد ( إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ) يعنى هنگامى كه مىانداخته‌اند قلمهاى خود را تا كدام‌يك كفالت مريم را بنمايند و در هنگام خصومت با ايشان نبودى بالجمله بعد از چندى پدر و مادر مريم دنيا را وداع گفته‌اند زكريا بكفالت مريم قيام نمود و بر خدام حرم هم معلوم شد كه خداى تعالي زكريا را براى كفالت مريم انتخاب كرده لاجرم زكريا مريم را به خانه آورد در نزد خواهرش ايشاع تا سالى چند برگذشت اين وقت در مسجد براى او غرفه‌اى بنا كرد و او را آورده در آن غرفه ساكن نموده و بسرپرستى او قيام نمود و هرگاه از نزد او بيرون شدى در ببستى و چون باز آمدى در بگشودى روزى چون در غرفه را باز كرد از ميوه‌هاى بهشتى در غير موسم در خدمتش بديد زكريا فرمود اى مريم اين ميوه از كجا است گفت از جانب خداى تعالى هركه را خواهد روزى عطا فرمايد خداى تعالى در قرآن مجيد بدين قصه اخبار فرمايد